الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
197
تفسير مجمع البيان (فارسى)
خداوند اهل تقوا را نجات مىبخشد . بعد مطلب را از جابر بن عبد اللَّه انصارى پرسيدند . او انگشتها را به دو گوش خود اشاره كرد و گفت : اگر از پيامبر نشنيده بودم سكوت مىكردم . مىفرمود : ورود يعنى داخل شدن . هر نيك و بدى داخل جهنم مىشود . منتهى بر مردم مؤمن سرد و سلامت است . چنان كه بر ابراهيم سرد و سلامت شد . . . از يعلى ابن منبه نقل شده است كه پيامبر فرمود : آتش به مؤمن مىگويد : اى مؤمن ، عبور كن كه نور تو شعلهء مرا خاموش كرد . نيز روايت شده است كه از پيامبر گرامى در بارهء معناى آيه سؤال شد ، فرمود : خداوند آتش را مثل روغن بسته قرار مىدهد و همهء مردم را بر آن جمع مىكند . آن گاه به آتش مىگويد ، اصحاب خود را بگير و اصحاب مرا رها كن . به خدا ، آتش جهنم اصحاب خود را طورى مىشناسد كه از شناسايى مادر نسبت به فرزند هم بيشتر ! روايت شده است كه حسن مردى را ديد كه مىخندد . گفت : ميدانى كه وارد آتش مىشوى ؟ گفت : آرى . پرسيد : ميدانى كه از آن خارج مىشوى ؟ ! گفت : نه ! گفت : پس چرا مىخندى ؟ حسن هرگز خندان ديده نشد تا مرد . برخى گويند : فايدهء اين كار اين است كه در بعضى روايات آمده است كه خداوند كسى را به بهشت نمىبرد تا او را از عذاب جهنم آگاه سازد . براى اينكه فضل خدا و كمال لطف او را بشناسد و از بهشت و نعمتهاى آن بيشتر مسرور شود و كسى را بجهنم نمىبرد ، تا او را از نعمتهاى بهشت آگاه گرداند . براى اينكه بر حسرت و ناراحتى او افزوده شود . مجاهد مىگفت : تب بهرهء مؤمن از آتش است و آيهء وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها را مىخواند . بنا بر اين هر مؤمنى تب كند ، داخل جهنم شده است . در خبر است كه تب از چركهاى جهنم است . در روايت است كه پيامبر خدا به عيادت مريضى رفت و فرمود : ترا مژده مىدهم كه خداوند فرمود : تب ، آتش من است كه بر بندهء مؤمن خويش مسلط مىسازم تا حظ او از جهنم باشد . كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا : وقوع اين امر ، قطعى و حتمى است . يعنى خداوند از روى حكمت و مصلحت ، انجام اين كار را بر خود واجب و لازم كرده است . بر خلاف عقيدهء جبريان ، از اين آيه بر مىآيد كه برخى از كارها ، از روى